به گزارش پارسوماش خبر ، جامعه جوانان متحد اسلامی در بیانیه ای به اظهارات اخیر میرحسین موسوی واکنش نشان داد. متن بیانیه به شرح ذیل است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در روزهایی که غبار فتنههای جنگ ترکیبی فرونشسته و عیار واقعی «مردم» از «آشوبگران» جدا شده است، انتشار متنی منسوب به آقای میرحسین موسوی، پرده از آخرین تقلای جریانی برداشت که حیاتش در گرو «بحرانزیستی» و مماتش در «آرامش ملت» است.
جامعه جوانان متحد اسلامی، به عنوان دیده بان بیدار نسل نو انقلاب، نکات زیر را به همه مردم و به خصوص جوانان میهن اسلامی عزیزمان اعلام میدارد:
۱. انشایِ «فرزندانِ ناخلف»؛ امضایِ «پیرمردِ مترود»
بیپرده میگوییم؛ ادبیات به کار رفته، نوع چینش واژگان و زمانبندی انتشار، فریاد میزند که این متن، محصول اتاق فکری است که «پدر» را گروگانِ مطامع سیاسی خود کرده است. آقای موسوی سالهاست تمام شده؛ او که در سال ۸۸ با خودخواهی و عدم تمکین به قانون، کشور را به لبه پرتگاه برد و تنها با «رأفت اسلامی» نظام از محاکمه سخت جست، امروز به ابزاری در دست اطرافیان تبدیل شده است. کسانی که نانشان در روغنِ «رادیکالیسم» است، از سکوت و فراموشی او میترسند، پس هر از گاهی با متنی انتحاری، از جنازهی سیاسی او خرج میکنند.
۲. خطای محاسباتی در وزنکشی «دیماه ۱۴۰۴»
نویسندگان این بیانیه، دچار کوررنگیِ سیاسی شدهاند. آنها اعتراضات پراکنده و بعضاً بحقِ معیشتی را دیدند، اما چشمانشان را بر «اقیانوسِ ۲۲ دی ۱۴۰۴» بستند.
آقایان! آنانی که با خطدهی رسانههای لندنی به امید اغتشاش آمدند، در برابر سیل خروشان ملتی که در ۲۲ دی برای دفاع از اسلام و ایران به میدان آمدند، همچون «کفِ روی آب» بودند. آن دریای جمعیت، نه با دستور و بخشنامه، بلکه با غیرت و بصیرت آمد و بساط این بازیهای کودکانه را جمع کرد. وزنکشی خیابانی تمام شد؛ ملت ایران نشان داد که حتی اگر از اقتصاد گلهمند باشد، امنیت و تمامیت ارضیاش را با هیچ وعدهی پوچی معامله نمیکند.
۳. همسوییِ «خیابان اختر» با «کاخ سفید»
این دیگر تحلیل نیست، عین واقعیت است: هر زمان فشار خارجی (بازگشت ترامپ و تحریم) اوج میگیرد، صدای این جریان از داخل بلند میشود. این یک «قیچی» است که یک تیغهاش در واشنگتن و تیغهی دیگرش در تهران تیز میشود.
اما تفاوت بیانیه اخیر در این است که نقابها کاملاً افتاده است. موسوی دیگر حتی در قامت یک اصلاحطلبِ منتقد هم نیست؛ او رسماً در کنار پهلوی و براندازان ایستاده است. ادبیات «گذار» و «عبور از ساختار»، یعنی دعوت به «سوریهسازی ایران». تفاوت او با خاتمی و دیگران در این است که او ندانسته یا دانسته، ماشهای شده است که قرار است «ایرانِ مستقل» را هدف بگیرد.
۴. کلام آخر: ما ایستادهایم، چون «حق» ایستادنی است
به طراحان پشتصحنه این خیمهشببازی هشدار میدهیم: نسل جوان انقلابی، نه حافظهاش ضعیف است که خیانتهای ۸۸ را فراموش کند و نه ارادهاش سست که از عربدههای ۱۴۰۴ بترسد. ما تفاوت «صدای ملت» با «صدای دشمن» را خوب میفهمیم.
جمهوری اسلامی ایران امروز نه به ضرب زور، بلکه به اعتبار همین مردمی که در ۲۲ دیماه سنگ تمام گذاشتند، مقتدرتر از همیشه است. به «مردگان سیاسی» توصیه میکنیم که بیش از این عرض خود نبرند و زحمت ما و ملت را ندارند؛ چرا که: «اِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً»
جامعه جوانان متحد اسلامی
۱۰ بهمنماه ۱۴۰۴
